فتنه حسابگری

هوالمحبوب

فتنه حسابگری

 

" وَیَخافونَ سوءَ الحِساب"(1)....

گروهی از جماعت ِ پیشروی راهبر ، انگار به فتنه ای مغرورانه ، سرود افتخار می خوانند ،که اینچنین به هنگام " حسابگری و حسابرسی" ِ وظایف ، تمام نقاط را ، محور گردش  " کـُّـل" دیده اند...که انگار ، روزگار ِ بخت برگشتگان ِ زیردست ، به روز "بازبینی اعمال" ، هیچ لکه روشنی از راستی نبوده ، و تا بوده ، " محل شکیات و اتهام " است و لاغیر ، که اینچنین به محض مشاهده ناراستی ، نه وزن آنرا به محک ارزش می نهند و نه رنگ آن را به روزگار پرآشوب  می سنجند و هر آنچه را هست ، همه یک رنگ می بینند و این.... همان تأویلی است از " سوء الحساب" ؛ که اراده ای بر دیدن گذشته و آینده مسیر متلاطم ندارد و تشنه القاء اتهام اند به کوششی از جنس اثبات خویش!...

وحسابرسی ، بدون دیدن روشنای گذشته ، و ادله انحراف حال ، و قضاوت بر اساس آنچه که هست و لاغیر ، همه دلالت بر  شوق به قضاوت صِرف می کند به قضای هوای ته مانده ی نفس ....که امام صادق"ع" در بیان آیه فوق الذکر فرمودند: 

 نه به خدا ، جز از رسیدگی کامل نترسیدند ، پس خدای عزوجل آن را  سختی حساب نامید ، و هر که حسابرسی کامل کند بد کرده است....(2) ؛ و  نیز توجه بر این که بدی های آنان شمرده شود ، و حسنات آنان به حساب نیاید(3) ، دلالت بر ضرورت جامع نگری در هرنوع قضاوت دارد ، علی الخصوص در حسابگری ها و حسابرسی ها ، چرا که حساسیت نوع آدمی بر " مال و اموال" به نیت ناپخته ای از بیت المال ، می تواند آبرویی را فدای " سکه هایی کند به صِرف ِ "سکه بودن و مال "..... بی خبر از ضرورت سنجش ارزش واقعه....و فراموشی فزونی ِ  آبروی مومن از حرمت کعبه ؛ و بر این حقیقت است که ، قضاوت و بازرسی و نظارت و حسابرسی ، کار هر کسی نمی شود و مردی می طلبد میدان دیده و سرد و گرم چشیده ....و کشاندن " هر نَـفسی" به این وادی و میدان دادن به او ، فقط دامن زدن به شکست قبح ِ " بی آبروکردن" است هر چند به قدر ذره ای باشد و مطمئنا ، اثر دل های شکسته و آبروهای رفته ی بیش از " حق"  ، دامن " آن منظومه به ظاهر منظم" را خواهد گرفت به انواع شکست های برملا شده به قالب آدمیانی همیشه دوان و هرگز آرام ، تا نچشند راز نافهمی خود را به جبران مافات .....

دعا کنیم ، قضاوت کنندگان به هر جایگاهی ، حداقل پختگی و سردوگرم چشیدگی روزگار را داشته باشند تا بفهمند ، آنچه "حال" است ، بسته به زنجیر گذشته و آینده ، غرق تلاطم هزار توی روزگار است و باید توفیق " جامع نگری " را طلب کرد ، نه آنکه به انبوهی از کتاب ، کسب نمود....و  

برای  آنهایی که به مشاهده " اتهامی " اثبات نشده ، و "محدوده " تعیین نشده ، و بی اطلاع از "شرایط "  ،   عادت به علم  نمودن "رسوایی "  دارند ....

(1)وَالَّذِینَ یَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَن یُوصَلَ وَیَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَیَخَافُونَ سُوءَ ...

آنان که آنچه را خدا به پیوستن آن فرمان داده پیوند می دهند و از پروردگارشان می ترسند و از سختی بازخواست خداوند بیمناکند (رعد21)

(2)کافی ج 2 ص   100  در بیان آیه فوق

(3)تفسیربرهان ج2 ص  289  در بیان آیه فوق

 ماخذ اصلی "  (2) و (3) مکیال المکارم ج 1 ص 552

/ 0 نظر / 19 بازدید