نفس

یا من الیه ملجا العباد فی المهمات

نـَـفـَـس

" نـَـفـَـس..... آشفته موجی از یم اوست"

بهانۀ بیگاه ِ "او" ، به کُـنج ِ خلوت آباد ِ بغض های فروخفته مان ، دلخوش از نوای مستانۀ "ها" ی ِ "هو"  ی   "او"  ست ، که لبریز ِ نامش ، توان را به تاب می نشاند...... که سرود دمادمی ست ، لبریزمان به جذبه ای نو، به حیاتی دمادم ........ که نه ........."ها"ی ِ آن ،  درک گوشه چشم "او"ست ، بر آذرستان غربت ، به خُنَکای دلجویی اش ،  و "هو" ی  "ما" .....آه سینۀ  دردمنداش ، به انتظاری کهنه ، برآمده از لبان "ما".......که شاید ،لحظه ای آتش اشتیاقش را ، درین هم خانه گی ، حرمت نهیم ......که ........ شاید برین هم خوانی خلایق ، تاملی  وقف ِ تنفّس ِ خود ، به همآوایی مان کنیم ، که دمادم می نوازند به گویشی نو .....سبوح ٌ قدّوس رب الملائکة و الروح .......و "من"مانده به حیرانی ِ "بی خویش ام " ، که اوج ِ عشق "او"  را کجا برم ....که لحظه ای تاب دوری مان ندارد ، که با هر نفس ، "آه" ِ  "اوست" داغ غفلت مان بر جگر (!) و "ما" چه بی خبرانه "هو"ی اش  را به گرمخانه سینه مان ، ناشنواییم ، که نوای موسیقی عشق است ، درین هجرت آباد ِ "من" از "من" ، به شوق بازگشتنی ، نگاهی ، تاملی .........لحظه ای لب به ترنم نمی بندد ، که انگار ......... "لیلی" درون است به شوق ِ مجنون ِ خویش ، تا  آخرین لحظه  .........

28/8/86      23:55

 

music.jpg

/ 9 نظر / 8 بازدید
محقق

ستاره دیده فرو بست و آرمید، بیا شراب نور به رگ های شب دوید بیا زبس به دامن شب اشک انتظارم ریخت گل سپید شکفت و سحر دمید بیا شهاب یاد تو در آسمان خاطر من پیاپی از همه سو خط زرد کشید یبا ز بس نشستم و با شب حدیث غم گفتم ز غصه رنگ من و رنگ شب پرید بیا به وقت مرگم اگر تازه می کنی دیدار به هوش باش که هنگام آن رسید بیا نیامدی که فلک خوشه خوشه پروین داشت کنون که دست سحر دانه دانه چید بیا ایمد خاطر"سیمین" دلشکسته توئی مرا مخواه از این بیش ناامید بیا

محقق

سلام دوست بسیار عزیز و ارجمندم در ابتدا از حضور گرم و صمیمی شما در کلبه درویشیم تشکر می کنم و امیدوارم عذر تاخیر بنده را برای حضور در این فضای پر مهر پذیرا باشید. قال علی (ع) : الايمان معرفه با لقلب ، و اقرار با للسان ، و عمل با لاركان . از اميرالمؤ منين عليهالسلام ، پر سيدند كه :ايمان چست ؟ فرمود:ايمان عبارت است : شناخت قبلى ، اعتراف و اقرار به زبان ،عمل با اعضاء و جوارح بدن. ايمان حقيقى : نشانه هائىدارد، كه هر كس اين نشانه ها را در خود داشته باشد، مؤمن حقيقى است . امام عليه السلام ، براى مؤمن حقيقى ، سه نشانه اصلى و مهم تعيين فرموده است ، كه ما نيزبا توجه به آنها ميتوانيم مؤمنان حقيقى را بشناسيم . ادامه...

محقق

طبق فرموده امام (ع ) مؤ من حقيقى كسى است كه : * اولا شناخت قبلى داشته باشد. يعنى از صميم قلب و از ته دل ، وجود خدا را شناخته باشد، و صميمانه معتقدباشد كه اصول ديناسلام ، يعنى يگانگى خداوند متعال ، نبوت حضرت محمد (ص )، و فرارسيدن روز قيامت ، عدل خداوند و جانشينى امامان عليهالسلام ، بر حق است . * ثانيا به زبان اعتراف كند، يعنى اعتقادات الهى و اسلامى خود را برزبان آورد، و همواره كلمه شهادتين را به زبان جارى سازد، و به يگانگى خدا و نبوت حضرت محمد (ص ) اقرار كند. * ثالثا وظايف اسلامى خود را با اعضاء بدنش انجام دهد، يعنى وضو ساختن، نماز خواندن ،روزه گرفتن ، بدنگرفتن با زبان بد نشنيدن با گوش ، نگاه حرام نكردن با چشم ، و... تمام وظائفى را كه خداوند براى اعضاءبدن او تعيين فرموده است ، بطور صحيح و كامل به انجام رساند. بنابراين ، كس كه يكى از اين نشانه ها، يا قسمتى از اين نشانه ها رانداشته باشد، نمىتوان خود را مؤ من حقيقى بداند. موفق باشید

فطرت

سلام علی اقا يه مدت گرفتار بودم دعا کن خيلی

ميثم (سوته دلان)

سلام ما درس صداقت و صفا می خوانیم آیین محبت و وفا می دانیم زین بی خردان سفله ای دل! مخروش کآنها همه می روند و ما می مانیم