چای دیشلمه

هوالمحبوب

چای دیشلمه

خیلی وقت است دلم برای یک چای دیشلمه " گل آقایی " تنگ شده...آنقدر ، که از بین تمام زنده هایی که می شناسم ، فقط مرحوم گل آقا است که خبر دارد!...

چای ای که در قوری گل قرمزی دم شده باشد و حس صمیمیت خانواده های قدیمی ، ترمزی باشد برای ادعاهای خام مدرن امروزه که ناشیانه پشت پا می زند به " اصالتها"....چای ای که بخار آن ، انگار ، " های" ملائک است به آیینه غبار گرفته روزگار مان...چای ای که یاد آور " اهمیت  آرام گرفتن" بعد از خستگی ، کنار خانواده باشد ، برای آماده شدن و فعالیت جدید نه آنکه مثل امروزه ، همه فقط به " دویدن" و "کار کردن" اهمیت بدهند و آخر کار با نفس های گرفته ، تازه بفهمند هنوز اول راه اند ....چای ای که عطر آن ، نشان از اهمیت " صبر و حوصله" داشت برای رسیده شدن نه مثل الآن که همه عجولانه ، از زمین و زمان شکایت ِ " نرسیدن" دارند.....چای ای که هنگام سرکشیدنش ، نمی گفتند " وقت طلاست" که هر چه طلا بود ، به آن " تأمل " ، رنگ می باخت.....و چای ای که صحبت ها گل می کرد بین صدای استکان و نعلبکی و موسیقی برآمده از همدردی و همرازی  ......و....حکایت همچنان باقی ست....

/ 1 نظر / 44 بازدید
زهرا

چقدر خوب بود اونروزا صبح زود صدای قل قل سماور ذغالی . بوی چای تازه دم توی قوری گل قرمز . بوی نان داغ که آدم رو به یک زندگی و یک روز دیگه دعوت می کردند.