تنگرانه!....

هوالناظر

عبرتانۀ تلگرانه !.....

نقل است که وقتی رابعه را بر خانه حسن[بصری]گذر افتاد ، حسن سر به دریچه برون کرده بود و می گریست.آب ِ چشم ِ حسن بر جامۀ رابعه رسید ، بر نگریست ، پنداشت باران است ، چون معلوم شد که آب ِ چشم ِ حسن بود ، حالی روی سوی حسن[بصری] کرد و گفت :

ای استاد! .....

این گریستن از رعونات ِ نفس است ، آب ِ چشم ِ خویش نگه دار تا

در اندرون تو دریایی شود

 ، چندانکه در آن دریا دل را بجویی بازنیابی الاّ عِندِ ملیکٍ مقتدِر..........

حسن را این سخن سخت آمد ، اما تن زد تا یک روز که رابعه را دید و نزدیک آب بود ، حسن سجاده بر سر ِ آب افکند ، گفت: رابعه!بیا تا اینجا دو رکعت نماز بگذاریم......

رابعه گفت:ای حسن!خود را در بازار ِ دنیا آخرتیان را عرضه باید داد ، چنان باید که ابناء ِ جنس تو از آن عاجز باشند.پس رابعه سجاده در هوا انداخت و بر آنجا پرید و گفت:ای حسن ! بدانجا آی تا مردمان ما را نبینند...........

حسن[بصری]را آن مقام نبود ، هیچ نگفت.....

رابعه خواست که دل ِ او به دست آورد گفت:

ای حسن! آنچه تو کردی ماهی همان بکند ، و آنچه من کردم مگسی این بکند!کار از این هر دو بیرون است و به کار مشغول باید شد......

 

 

این یادداشت را از آن جهت گذاشتم تا تذکری چند باره باشد که .......

عارف آن است که شهامت زندگی میان مردم داشته باشد و آنی از یاد خدا غافل نشود وگرنه

 استاد ِ عجایب و غرایب جناب ِ ابلیس لعین ملعون است!!!!!!!!!!.....

 

ایضاً.....

 

نقل است که [رابعه] وقتی بیمار شد ، و بیماری سخت بود ، پرسیدند سبب این چه بود ؟

گفت:

نَظَرت ُ الی الجَنَة فأدبنی ربیّ !.....

در سحرگاه دل ما بسوی بهشت نظر کرد .....

دوست با ما عتاب کرد ، این بیماری از عتاب ِ اوست!.....

 

 ایضا ً......

 

از فضیل عیاض"ره" آمده که:

هر چیزی را زکوة ی است ، و زکوة عقل ، اندوه طویل است.....

فتُدَبِر ای مدعی همه چیز ......

.....

سی سال لب او[فضیل عیاض] خندان ندیده بودند مگر آن روز که پسرش بمرد!....

تبسمی بکرد....

گفتند:خواجه ، این چه وقت ِ این است!....

گفت:

دانستم که خدای راضی بود به مرگ ِ این پسر. من موافقت ِ رضای ِ او را تبسمی بکردم.....

 

ایضاً......

 

گفتند جوانی است صاحب وجد و حالتی دارد ، و ریاضتی شگرف می کند .ابراهیم[ادهم]گفت:  مرا آنجا برید تا او را ببینم . ببردند . جوان گفت : مهمان من باش. سه روز آنجا باشید و مراقبت حال آن جوان کرد ، زیادت از آن بود که گفته بودند ، جملۀ شب بی خواب و قرار بود ، یک لحظه نمی آسود و نمی خفت ، ابراهیم را غیرتی آمد ، گفت:ما چنین فسرده و وی جمله شب بی خواب و قرار؟...گفت :بیا تا بحث ِ حال ِ او کنیم تا هیچ شیطان در این حالت را یافته است! یا همه خالص است چنانکه می باید ، پس باخود گفت:

آنچه اساس کار است تفحص باید کرد ، پس اساس کار و اصل کار لقمه است ،

بحث ِ لقمه او کرد ، نه بر وجه ِ حلال بود.

گفت:الله اکبر شیطانی است!....

پس جوان را گفت: من سه روز مهمان تو بوده ام ، باز تو بیا و چهل روز مهمان من باش.

جوان گفت :چنان کنم.

ابراهیم از مزدوری [کارگری] لقمه خوردی ، پس جوان را بیاورد ، و لقمه خویش می داد ،

جوان را حالتش گم شد و شوقش نماند و عشقش ناپدید گشت ، آن گرمی و بی قراری و بی خوابی و گریه وی ، پاک برفت!....ابراهیم را گفت:آخر تو با من چه کردی؟

گفت:

آری لقمه تو به وجه نبود .شیطان با آن همه در تو می رفت و می آمد . چون لقمه حلال به باطن تو فروشد آنچه تو را می نمود ، چون همه نمود ِ شیطانی بود ، به لقمه حلال که اصل ِ کار است پدید آمد تا بدانی که

این حدیث لقمۀ حلال بوَد......

 

ایضاً......

 

نقل است که ، وقتی ،  ابراهیم ادهم به مستی برگذشت ، دهانش آلوده بود ،

آب آورد و دهان ِ آن مست بشست و می گفت:

دهنی که ذکر حق بر آن دهان رفته باشد آلوده بگذاری بی حرمتی بوَد.

چون این مرد بیدار شد او را گفتند : زاهد خراسان دهانت را بشست!

آن مرد گفت : من نیز توبه کردم.

پس از آن ابراهیم به خواب دید که گفتند : تو از برای ما دهنی شستی ، ما دل ِ تو را بشستیم....

.......انشاالله خداوند قدری تامل و تفکر در قضاوت ها و اعمالمان پیش از اجراهای عجولانۀ متعصبانۀ کورکورانه بدهد....

انشاالله

التماس دعا

منبع:تذکره الاولیاء عطار

 

 

 

/ 4 نظر / 2 بازدید
فطرت

سلام دوست عزیز ببخشید از اینکه این مدت نمی تونم زیاد سر بزنم.فراموشی شما دوست خوب نیست در گیر یکسری کارهای شخصی هستم . ما رو فراموش نکنید التماس دعا حتی با یک صلوات (اللهم صلی علی محمد و ال محم.وعجل الفرجهم) یا علی در پناه حق

فطرت

سلام دوست عزیز ببخشید از اینکه این مدت نمی تونم زیاد سر بزنم.فراموشی شما دوست خوب نیست در گیر یکسری کارهای شخصی هستم . ما رو فراموش نکنید التماس دعا حتی با یک صلوات (اللهم صلی علی محمد و ال محم.وعجل الفرجهم) یا علی در پناه حق

فطرت

سلام دوست عزیز ببخشید از اینکه این مدت نمی تونم زیاد سر بزنم.فراموشی شما دوست خوب نیست در گیر یکسری کارهای شخصی هستم . ما رو فراموش نکنید التماس دعا حتی با یک صلوات (اللهم صلی علی محمد و ال محم.وعجل الفرجهم) یا علی در پناه حق

فطرت

سلام دوست عزیز ببخشید از اینکه این مدت نمی تونم زیاد سر بزنم.فراموشی شما دوست خوب نیست در گیر یکسری کارهای شخصی هستم . ما رو فراموش نکنید التماس دعا حتی با یک صلوات (اللهم صلی علی محمد و ال محم.وعجل الفرجهم)[لبخند] یا علی در پناه حق[خداحافظ]