نماز

هوالناظر

نماز

تو صنم نمی گذاری ........که مرا نماز باشد.....

Sky%2520and%2520the%2520Bird.jpg

خسته سر به سنگ های کُنج زیارتگاه  ، آرام چشمهایت را می بندی ...... آجر های زیر پا ، خنکای نمناک آب پاشی خادم را  تا پیشانی بالا می کشد ..... انگار می خواست عطر خاک امام زاده بندبند وجودت را ، طهارتی غریب دهد ، به غربت همیشگی "حضور" ..... قدم بر می داری ، گویی پستی و بلندی های زیر پایت سعی دارند به هر گامی ، تلنگری بزنند به قدم های رفتۀ بازنیامده ای که به عهد خود ، مست ِ نگونساری ساحت اش ، سر از سجود آخرین ، نیاوردند ........سنگینی برگی چشمانت را به خود می آورد ، که چه بی قرار ، به چرخشی ، آغوش "او" را به خاک آستان ، می یابد ......و شاخه های لرزان ، که به هر تعظیمی ، رکعت بی قراری به شکرانۀ ریشه های پنجه انداخته بر آستان نیازش ، تازه می کند .... احساس حضوری ، سرت را بالا می کشد ، که پرهای سفید ، به مهمانی چشمانت می نشیند و کبوتری  بر مأذنه آجری، غرق طواف حضور ، که انگار به  پیشواز ِ مؤذن.....لبالب بغض می شود به شوریده سرایی .....، که تاب ِ ابرهای آشفته هم بی تاب ِ نیشتر ِ برق نگاه اش ، جنون ِ ذکر را به سماع ِ قطرات ، جلوۀ  باران می بخشد..... و تو،  به گرمای نوازش قطرات بر گونۀ خاک ، غرق انتهای مه گرفته ، حجرۀ نیازت را آکندۀ شمیم اش می کنی و حیران ِ انتظارش ...... که به هر سجودی ، گوشۀ چشمی ، و به هر تسبیحی جلوۀ حضوری ....... و نمازت........ شکستۀ بغض ات ...... به سلام ِ گل های نشسته بر محراب......

کو بام غیر بام تو؟ کو نام غیر نام تو؟

کو جام غیر جام تو؟ ای ساقی شیرین ادا......

9/11/86   00:45

مست نوای تنبور سید.........بی قرار  .

 

/ 3 نظر / 2 بازدید
فطرت

سلام دوست گرامی مطلب جالبی بود برا ما جوونا هم دعا کنيد

نیکو

سلام خیلی زیبا ودلنشین نوشته بودی احساس ارامش بهت دست میده وقتی با خدا صحبت کنی