مرگ های مطلا !...

هوالمحبوب

 فتنه یِ  " خواستن"...

  

     مرگ ، دست شستن است از تقدیر ِ "مهلت و فرصت"  ؛  که با نبود عُمری دوباره ، سفره مجال آدمیان هم برچیده خواهد شد ،  و  به غنیمتی ، باید که توشه ای یافت ......و براین کوتاهی فرصت است که انسان همیشه از مرگ گریزان .... حتی "پیشمرگ" ، که به ارزشی از دنیای خویش ، پیشکش ِ عمر کرده است ، در آیینه ای از درون .... به چندوچون روزگار ....و بر این آیینه ، ایام ، ورق های دست نویس ما است به تحکیم تقدیر ، و سرمشق این کتابت ، سرود سکوتی از قدم های مُهر زده بر گردنه های فردا....و "خواستن"ها ، نوشتن است و رفتن ...پس ببین ، آنکه "خواستن"ات  را رقم می زند ، بر کدام قلّه  ، افق های فردا را نشان گرفته.....که دنیا هم ، مجال فتنه است به " تنگنای عرصات"  انسان.....و آنکه عمر می فروشد ، به قدر ارزش خویش قیمت نهاد و سوداگر ،ارزش متاع ، به "نگاه" خود  نگاه می دارد ؛ پس این "نگاه داشتن" ها را نگاه دار که دنیا ، آشفته بازاری از "قلب" است ، در آیینه ای از " خواستنی ها" ، نه "بایستن ها و شایستنی" ها...

/ 1 نظر / 23 بازدید
موذنی راد

سلام بسیار زیبا نوشتید نمیدونم شما این متن رو راحت تر نوشتید یا من بهتر شدم ...[سوال]