جیغ!

هوالمحبوب

دلم کمی جیغ سکوت می خواهد ، درنیمه شب های خواب زده مهتاب ، همانگاه که بر کُنج حوض خیال ماهی های تُنگ عید بلورین می خزد ، و دزدانه سرک می کشد از کودکانگی هنوز نیامده ی آدم بزرگان ِ سنگین خواب ... کمی جیغ سکوت ِ دخترکان گوشواره های نم پاییز ، که بی تاب اشک عروسک هایشان ، مادرانه می خوانند سکوت باغ آشنایی را....

/ 0 نظر / 20 بازدید