قــُربت ِ غریب

وای بر آن رنجور که کارش به یاسین افتد!...یعنی از شیخ آن گاه ذوق یابد که شیخ با او نفاق کند و سخن ِ نرم و شیرین گوید ؛ آن گه ، شاد شود و نداند که خوف در اینجاست....اما در آنکه پادشاه سخنی می گوید با تهوّر و درشتی ، هیچ خوفی نیست ، خود سخن می گوید هموار مناسب به حالت ِ شاهی ِ خویش ؛ تو از شاهان در حالت ِ اِکرام ترس!...

یعنی:صاحب منصبان ِ بی تناسب مصداق ِ قربت ِ غریب اند و نزدیکی بی عمق و زودگذر که هیچ پایایی ندارند و در طوفان حوادث سست بنیادند ؛ اما متناسبان ِ صدر نشین ....خشم شان عین لطف ست ....که از حکمت شان می جوشد نه از احساس.

مقالات شمس- دیدن ِ شیخ نتوان بی اختیار ِ شیخ.