هوالعلیم

گریه

ابر از پی نو بهار بگریست

مجنون ز پی تو زار بگریست.....

ویرانه آباد ِ غم ، نی نالۀ جگر سوختگان را ، به آهستان  ِ اشتیاق ، قامتی بر تکبیر انتظار می سراید ، که......  هم آغوشی دیدگان ، غرق رویای شمع است به تسبیح طلوع ، شاید ، بر شبستان ِ حضور ، نجوای مهتاب ، قدری مهلت نیازمان دهد بر .......اشک نوازی ِ نای خفته برگلو.....که دامن کشان ِ داغ "من" است به سرداب ِ جستجو......

ببین چه ودیعت ِ  شوریست ، نشسته  بر حلق "من "و "تو" ، گویی به هم زبانی ای واگوی هم اند در عین جدایی......که به حرمت نگاه های مانده بر کُنج ِ انتظار ، می خواندمان همآوایی ای بر اوج ِ همیشگی فاصله ها....... و می مانی ، که این ترنم صبّوح ِ ملائک ست به نی زار ِ خفته بر کام غمزده ات ، یا هی های شبان ِ موسی به سینای تسلیم که وادی ایمن اش آنی به خود نگذاردت ، که نه ....... گرمایی ست به وانفسای ِ آه  نشسته بر ضریح چوبی ، مست نگاه ِ مه گرفته  ، تا نفست ، به شکفتن "هق هق" ی  غرق ِ مذابه های گل رنگ   ، دمیده شود بر آذرستان  ِ "یاد" ، به حرمت سکوت  شمعدانی های  امام زاده......

29/10/86  22:56  شب شام غریبان اما حسین"ع"