یا ذاالفضل و الامتنان

قــَـدر..... شأن ِ علی"ع"

 

خلایق ، هفت گاه ِ مستی را ، به نشئۀ نیم نگاهی ، مَحرم ِ قاف ِ اویند ، و رازداران ، به سماع شهود ، بیخودی  خوانان ِ خویش اند و من مانده به کنج شهر آشنایی حدیث بی نشان می سرایم که....قــَدر ، به شأن علی"ع" ، قابل فیض روح القدس ، فـَـیَضان ِ خاکیان را ، به مطلع الفجر نفوس ِ مغموم ِ مانده در بی راهه های روزمره گی شان می خواند ، باشد شنوایی باشد بر....وای بر غفلت زده ای که عمرش بر ضد او گواهی دهد ، و روزگار او را  به شقاوت و پستی کشاند. از خدا می خواهیم که ما و شما را برابر نعمت ها مغرور نسازد ..........شیطان همواره گناهان را زینت و جلوه می دهد تا بر او تسلط یابد ، انسان را در انتظار توبه نگه می دارد تا....زمان مرگ!!!!!!!!!!!!!(ازخطبه 64).....و راز این غفلت ، که ، من و تو ِ مانده در ریگستان ِ رطب و یابس ِ سیر ِ واجب البسط  ِ عین قبض ، به گاه ِ سایه نشینی مان ، پای بر سنگ ندامت خواهد کوفت  چیست ، که میل ِ ما را هر لحظه افزون خواهد کرد بر گوشه نشینی ِ از هر گردنه صعب ِ واجب الوصول ِ به"او" ، که سکوت و ناله شبان گاهانه باد سموم ، به گوش بیغوله های بی کسی را ، نسیم صبا می انگاریم به بشارت کوی دلدار! ، و آنقدر به غربت"او"راضی ایم که اکرامش را نه به دیدۀ طوق ِ عاشق کشی ، که تفسیری از خداوندگاری خویش ، پای ِ کج بر گلیم خالقیت می نهیم و سرسپردگی عاشقانه را ، یکسر به قهقهه ای بد مستانه ، تیر خودبینی ای به قلب معشوق ِ منتظر ، دائم الهدف ایم!....(که زهی بی کسی وغربت!!!!!.....)شاید این ناگفتنی که نوع انسان فراری ازآنند تنها دو کلام باشد.....ای مردم ، بر شما از دو چیز می ترسم ، :هواپرستی و آرزوهای طولانی!....   اما پیروی از خواهش نفس ، انسان را از حق بازمی دارد ،  و آرزوهای طولانی ، آخرت را از یاد می برد....(ازخطبه42).....و من همچنان مبهوت تیر نگاه اویم که هر بنی بشری را قابل آن دانسته و دریچه امید وصلش را هیچ گاه نبسته که حتی با هر کوله بار ِ متعفن ِ خوش خوراکی! که با خود داشته باشم از آن قابل عبورم ، شاید این دفعه قدری درد ِ سنگ های نشسته بر پای را بفهمم که فریاد ِ بیداری می دهد بر بی راهی ! ......و چه اندک اند شنوایان ِ برین ناله ، که عاشق ، شب اش در هجر "او" سالی ست ، نه سال اش تنها در یک شب خلاصه شود و دیگر هیچ......و علی به معرفتش تنهاست ، که حق او در سقیفۀ هر روزه مان توسط ِ "من"و"تو"ی گریزان از کلام او پایمال است ...به خدا شکایت می کنم از مردمی که در جهالت زندگی می کنند وبا گمراهی میمیرند ، در میان آنها کالایی خوار تر از قرآن نیست اگر آن را آنگونه که بایدبخوانند ، و متاعی سود آورتر و گرانبهاتر از قرآن نیست اگر آن را تحریف کنند....(از خطبه17)

اللهم َ اَدِعنا حق ما مضی من شهر رمضان واغفرلنا تقصیرنا فیه.......

 

 

14/7/86

06:05