یانور

پاییزانه

بر گذرگاه خلوتیان ، عربدة مستانه ای به شوق  بارقه ی اشارتی باید خواند ، که ختم رموز ترنم شمع حلقه داران مستور شود ....... سماع نیمه جان  خرقه پوشان آکندۀ  رنگ خدایی ، که به درس من و تو ، یک به یک سر به سجود ی نو می نهند..... و بی خبرانه ، پای ِ تغافل  بر پیکر هر کدام ، وداع آخرینشان را به خش خشی کودکانه می نگرم ، که نه انگار نجوای آخرین ِ  عشاق است به لسان مراتب وجود ، و  مانده ام ، دنیایی لـَبـس ِ  صبغة الهی  ِ خلایق ، به ندای یا من جعل الظلمات و النور ، که برق اش چنین فریاد گر یا حـَـیّا بَـعـد َ کـُـلّ ِ حـَـّی ، مستانه چرخشی ، به اوج معرفت ، به پای بوسی "تو" می رود ، و "من" ، هروله کنان ِ شمع وجود ِ که ام ، به پاس این قربان؟....

بیرقیان سبز پوش ، سبوح گویان ، به قدوم بهار ، درمانده از سجود ، به حرمت ِ نشئۀ معرفت نو به نوی "تو" ، تعظیم دارند... به لسان بی خبران....پاییز! .

 نه خواب روانند ، که باید سرنهندگان شان خواند ، به آستان شور ِ خلقت ، که  خواهد آمد.....و بایستۀ آن ، سجودی به بلندای نیم  ِ عمر!....که داغ دل سوختگی را ، بی تابی آسمان ، به انفجار بغض خود ، می آرامد ، و خلوتیان ِ غرق ِ توحید ، چه مجنون وار ، درین میانه ، ندای اِرجِعی را آذرخش عشق اش دانند  به طوفان سماع ابر و باد ، که به قلب خویش کشند تا جز خاکستری به یاد حلاج نماند ، شاید که "ما" توشه ای ازین غوغاکده ، به روز حادثه بربندیم......و "من"همچنان مانده بر راه ، که  ، یا ایها الذین آمنوا آمنوا......

فرارسیدن فصل سجود بیرقیان سبز پوش بر خلیفة الهیان  گرامی باد....که اگر آنرا بفمیم .....شاید بدانیم رمز لب پر زدن کاسه های شیر را در شب 21 ماه مبارک ..........فتدبر یا خلیفةالله......................

2/7/86

 06:07