یا انیس القلوب

زخمه ای بر داغ دل

کوهستان ، صلای سختی می دهد

 بر نهایت مردانگی که ...

من

 داغ دار ِ دردی شیرین ،

به انتظار قدوم او

هر روزه افق را

 به شوق دیدنش ، می کاوم.

به سر سپردگی ام بر وفای او

سر بر آستانش ،  باخته ام.

وبه حسرت قدومش،

نقش آشفتگی ، به دیدگان نهاده ام.

آتش بازمانده از کاروان

به زمزمه تنهایی من

شعله بر دل می کشد.

وبه حرمت سجده آخرین او ست

که هرروزه لخته های وجودم

به سجده ای نو

سرافکنده سجودش است.

کاروانیان را گذرگاهم

تا مامن ِ مقصود ،

به خون بهای ِ

سفر او

به نهایت ِ غربت ِ عاشقان.

و غربت

حدیث مکرر هجران

آمیخته به عزلت و سرشته به محنت

و تبعید به کوی ِ بی کسی

به جرم ِ ...........................................

یا من هو لمن اطاعه ُ حبیب

یا من هو الی من احبه قریب

یا من هو لمن دعاه ُ مجیب

اغثنی یا غیاث المستغیثین

 

17/2/86 ساعت 00:27 بامداد