هوالشاهد

شکست از درون

هزیمت ، قواره ایست که بر اندام موجب ِ موجود ِ خود ، بافته اند.هیچگاه نظامی آراسته به نظم و آراستگی از درون ، آفت اضمحلال را به خود نخواهد دید ، اما به محض پیدایش و رشد اندک ِ آن ، ناقوس مرگ ، خود را آماده نوازش آخر می نماید.آنکه نوازنده این سنفونی خاکستری ست ، کسی نیست مگر ، حریص ِ به خویش گزینی ِ حقایق ،  و غرقه در اوهام ِ   واقع نما که ....نمی داند که نمی داند مفتخر به وهم اندیشی ست!.

اگر آندلس را آمیزه ای از خود فراموشی و غیر پرستی و خویش مداری از پای درآورد ، امروز اژدهای فرارویی  نیست ، ضارب می داند که از بیرون بی امان و توان بُریده! و البته مجبور ِ زحمت مضاعف است ، به همین سبب ، متوسل به خدعه اول خویش در یوم الکبود اسلام(؟!...)خنجر شیخ الاسلامی را از غلاف بیرون کشیده..........و آن صیغه ای مرکب از عناصر ممتنع الترکیب بالذات است ، و بالعرض زهرآلود جام ِ راحت الحلقومی ست ، خاص برانداز و عوام پرور ، به آن راحتی که خار درچشم و استخوان درگلوی ِ قرآن ِ ناطق را به هیچ انگارند!....وآن ،  آشنای متعصبان ِ ، مسلمان به ارث است ( نه مسلمان به عقل!) به آن ارثی که پیشانی ها یشان روی زانوان شترها را از شدت پینۀ سجده(مقابل ِ؟....)سفید کرده است. و صد البته این تیغ در کف مدعیان ِ خلافت و صیانت و دیانت چه خوش درخشید و می درخشد و بر دل والیان خاموش چه خوش داغ تنهایی نهاده و می نهد!.......

آنچه بر ما خواهد گذشت ، هم اکنون بر خود گذرانده ایم ...اگر بدانیم ......که نمی دانیم که نمی دانیم!...

امروزه ، حربۀ قتالۀ آندلس به ریز لایه ای از کهنگی ، خندان به محاربه از درون ِ ماست و آن نوزایی ِ مذاهب راحت خور ِ هضیم السهل است که ،  یا سبب:

متعصبان ِ خویش گزین ِ خویش گریز می گردد ،

ویا موجب ِ

باد رو های ِ بی لنگر ِ لذیذ الگزین(!!!).

اگر کمر به قطع ریشه مذهب هضیم السهل گرفتیم که گرفتیم وگرنه.....

-متعصبان ِ خویش مدار که از خودیت خویش به شدت گریزان و غرق در حشو و زواید اند ، جرات بلند کردن عَلَم اسلام و کشیدن شمشیر جهاد علیه حسین بن علی(ع) را به خود خواهند داد ، چرا که کمترین شعوری به شعار های خود نداشته واصلا باید که هدفشان وسیله را توجیه کند ، حال این هدف از کدام منبع است مهم نیستشان...... شُریح باشد یا ابوموسی اشعری.....واینان اصل ِ خطراند، چرا که دشمنان دانا به از دوست نادان و اینان ......واینهایند دروازه های بی چفت و بست! و مزدوران بی جیره و مواجب اغیار که اصلا نیاز ِ به درس و مشق نداشته و مکتب نرفته استاد ضربه نهایی اند  وچه ازینان بهتر می تواند خار به چشم علی (ع)بگذارد و قربة الی الله تیر به حلقوم شش ماهه بنشاند....

-باد رو های بی لنگر ، آنانی اند که با  گوسفندگی تمام ، همه مکاتب و مذاهب را اعتقاد و پای بند اند ، منتها مادامی  که پای رنج و زحمت پیش نیاید که اگر آید اصلا اعتقاد را برای چه می خواهند ، خودشان عقل دارند و می توانند صلاح و فساد خویش را مشخص کنند و اصلا دین و مذهب را کسر عقل است ، و اینهایند گوسفندان ِ آرام ِ دلگرم به چراگاه ، هر چراگاهی که بهتر باشد ، خدای آنرا بنده تر اند ، پس موریانه های عقول ِ جوان ِ  سرد و گرم نچشیده اند و سربازان بی جیره و مواجب ِ اغیار ، که آینده جماعت را در هاله ای از ابهام خواهد خواباند....

و آخر آنکه این دو جبهه متحد المرکز ، نیروی قوام و دوام خود را از هیچ منبع و مرکزی نمی گیرند مگر از  درون ِ  خود ِ ما (!) .... مشغولیات هر روزه مان که از فرط تکرار مکررات ، عنکبوتان را به شوق ِ تنیدن ِ تاری ایمن بر آن فرا می خواند و غرقه گی مان در روزمره گی ها و هراس از هرچه تازگی و ناتکراری و اشتیاق ناتمام ما به ذبح هر امّا و اگر به مسلخ ِ سُنت های مبهم المنبع(!)......آنکه به زبان معترف ِ توحید ،  و به عمل ،  سرسپرده خدایگان متعدد خودساخته شویم ......آنکه مقتضیات زمانه را نشناخته ، مردود کنیم .......آنکه ندانیم و ندانیم که نمی دانیم و از اسلام ، مسلمانی را ملاک بگذاریم و اصلا به کلمه تسلیم اجازه عرض اندام ندهیم .... به همین اشارة که:

.......یک بار حضرت علی(ع)بعد از فراغت از جنگ(صفین یا نهروان)که به کوفه باز می گشتند ، در مسیر به کلیسایی رسیدند.کسی از همراهان ِ حضرت به ایشان گفت:

اینجا جایی است که به دفعات برای خدا در آن شریک قائل شده اند و به او کفر ورزیده اند.

حضرت علی (ع)بی درنگ کلام او را ادامه داده و در واقع تصحیح کردند که:

وچه بسیار دفعات که در اینجا خدا مورد عبادت قرار گرفته است.

منبع:کتاب معراج روح در مکتب اهل بیت(ع)آیت ا... سیدمحمدتقی مدرسی

.......حال تو خود حدیث مفصل بخوان ازین مجمل ، که اعتقادات ما (و من ِ)مدعی شیعه علوی چقدر با حقایق اصیل فاصله دارد و اصلا اهل تأمل و دقت در اعتقاداتمان هستیم تا از آفت های آن در امان بمانیم..........

همین الان که این سطور را مخطط (!)می کردم ، صدای داد و فریاد و کمک خواهی و... از بیرون آمد ، من باب بررسی امکان مداخله و کمک ، به بیرون پنجره نگاه کردم.فریاد ها از خانه یکی از  همسایگان بلند بود که.......پسر خانواده ، دختر خانواده  (خواهرش )را موردد اتهام و فریاد و......گرفته بود و کل اهل مشغول جداسازی ، خدا بهتر می داند ، اما کسی که متهم می کرد صلاحیت این کار را نداشت چرا که خودش در معرض اتهام بزرگتری بود! .... وبماند که احکام اسلام ..... که اگر حکم علوی درین خصوص جاری شود آن پسرک باید 80 ضربه شلاق بخورد ....... حال کدام یک از ما مدعیان تشیع علوی ازین نوع حقایق مطلع و اصلا آن را قبول داریم یا آنکه از آن حضرت فقط  سه شب ماه رمضان را آن هم از صدقه سر نذری ها می شناسیم.........

........و امان از اسرائیلیات و اعتقادات بی بنیاد و امان از سنتهای مقدس  تر از هر واجبی که همینان ملاک قضاوت هایمان قرار می گیرند و این شده است روزگارمان که می بینیم اما باور نمی کنیم و دائم الفراریم...از چه ؟ خودمان هم نمی دانیم .....چرا که از خودمان فرار می کنیم!........ 

 

 

بگذریم...........................................

علی جامعی 8/2/86 ساعت00:15 بامداد