باسمه تعالی

زندگی در معمّا

 الگوی ذهنی مدیران

          صحنه اجتماع انسانی،همانند صفحه شطرنج،آکنده از ظرایف محیطی ِ معطوف به هرنوع حرکت ولو کوچک و بی ارزش ، می باشد.عوامل تعیین کننده بیشمار ناشی از حضور عامل هزار بُعدی به نام آدمی ، موجب تو در تو شدن علل ِ پدیده های اجتماعی گردیده است،به نحوی که در مواجه با شرایط مختلف واقعی فرا رو ، علی الخصوص جهت مدیران ِ سطوح مختلف اجتماع ، پذیرش  ِ زندگی در جریان سیالی از معماهای بی انتها ، واقعیتی انکار ناشدنی و غیر قابل فرار می باشد! . البته ، اکثر افراد ، در نوع عملکرد خویش در مواجه با پدیده های مختلف اجتماعی ، ثابت کرده اند که  زندگی در معما را بر نتافته و به آن اصالتی نمی دهند ؛ در عین غوطه وری ِ در آن!!!...

از آنجایی  که رفتار هیچ انسانی قابل پیش بینی صد در صد نمی باشد و از سویی نیز، زندگی اجتماعی به معنی تعامل مستمر این افراد ِ غیر قابل پیش بینی  با یکدیگر است ، می توان درک نمود که با تصدیق ِ حقیقت ِ زندگی در معما ، و الزام عملی به این اعتقاد ، می توانیم به کلیه حرکات و تعاملات متقابل خود دست مایه اولیه ای از تلاش معطوف به حل معما بدهیم تا نهایتا عملکرد مناسبتری در اجتماع داشته باشیم ، مضافا اینکه  بسیاری از عکس العمل های ما ، ممکن است از دید خودمان سنجیده و مناسب باشد ، اما آیا از دید فرد یا افراد مقابل هم سنجیده به شمار می آید ، جهت رسیدن به اطمینان خاطر درین خصوص ، اگر حقیقت زندگی در معما را قبول داشته باشیم ، طبیعتا قبل از هر اقدامی ، دید جامع و مانع نسبت به موضوع پیدا نموده و آنگاه عمل ناشی از سنجش همه جانبه و قضاوت بایسته از ما صادر خواهد شد.

حال درین میان آنانکه دارای بار مسئولیت اجتماعی هستند و نقش راهبری عده ای را ، به  هر نوع ، بر عهده دارند(اعم از اینکه پدر یک خانواده و یا اینکه مسئول و مدیر یک سیستم باشند )دارای جایگاه حساس تری و طبعا تعاملات و عکس العمل های ایشان در حوزه مربوطه ، نسبت به دیگرافراد ِ با مسئولیت کمتر، دارای حساسیت بیشتر و صد البته تصدیق عملی ایشان نسبت به مفهوم زندگی در معما ، به مراتب تعیین کننده تر می باشد.پس نیاز این گروه از افراد به بازنگری در نوع نگاه به تعاملات خویش بر این اساس بسیار واجب تر است.

در همین راستا و پس از پذیرش مفهوم زندگی در معما ، به عنوان مقدمه ای جهت ساخت دهی صحیح به شکل و شمایل ذهن، هنگام ِ تعیین نوع عکس العمل و تعامل محیطی ، نیازمند ابزاری خاص می باشیم که به ذهن افراد چهار چوب منطقی داده و از اعتقاد ِ زندگی در معما که یک نوع بینش اولیه و نگاه کلی  انسان به پدیده های پیرامونی می باشد ، نتیجه مناسب را در عملکرد سنجیده خویش بدست آوریم.

در تطبیق موضوعی ، قالب بسیار آشنا و کارآیی که می تواند ابزار مناسبی به ما ارائه دهد ، بررسی ویژگی های بازی شطرنج، به عنوان آینه ای از تجسم پیچیدگی ذهن انسان هنگام تقابل و تعامل با محیط ِ آکنده از تهدیدها و فرصت ها می باشد.

فرمول بغرنج نهفته در این پدیده(شطرنج)تا حد زیادی می تواند ما را به الگویی جهت نظم بخشیدن به  ذهن و پرورش قدرت سنجش صحیح پدیده ها رهنمون شود که نتیجه آن تعاملات مناسب و عکس العمل های درست اجتماعی است.-البته از آنجایی که  روال زندگی انسان ، جریان برخورد دونیروی متقابل (الزاما مثبت و منفی نمی باشند)جهت رسیدن به هدفی مشخص می باشد،اطلاق بازی (از نوع جدی آن!)به تعاملات اجتماعی چندان بی راه نیست-.

با اندکی دقت می توانیم پنج  خصوصیت شاخص را در بازی شطرنج  بیابیم که قابلیت پی ریزی تاملی جدید در تدبیر امور و مدیریت را دارند.

الف)تامل مداری:

اولین و اصلی ترین خصوصیت ، پرهیز از هر گونه شتاب زدگی و اهمیت دادن به تامل و سنجش جوانب امر به شکل جامع  می باشد.بعضا(وشاید بسیار!) مشاهده شده که اصلی ترین شاخص سنجش عملکرد و تصدیق مدیران موفق را سرعت ایشان عنوان نموده اند بدون توجه به ضرورت سنجش انواع هزینه های صرف شدۀ محسوس و نامحسوس ،مستقیم و غیر مستقیم ، فعلی و آتی ِ صرف شده درین شتاب ِ در وصول به اهداف.

البته آنچه که موجب تاسف است ، حاشیه ای بودن این ویژگی هنگام بررسی معایب و مشکلات ، به دلیل عدم وضوح  معیارهای سنجش ، و اصلی بودن ِ آن هنگام تشویقات ِ منجر ِ به الگوزایی می باشد(که دراین  موقعیت ، تکثیر این سلول سرطانی انجام می شود!) .یکی از رسوم پراشتباه مدیران ، وحشت ایشان از هرگونه صرف وقت جهت خشکاندن هر گونه تحرک فیزیکی در عین ِ متلاطم کردن امواج فکری خویش جهت سنجش راهکارهای فرا رو می باشد!..... فراموش نکنیم که ، هر پرشی نیاز به دور خیز دارد....آیا بدون آرامش روحی و فکری می توان انتظار ِ تصمیم آرامش ساز و سازنده را داشت.فکر پر آشوب که با مقوله آرامش و تأنی اصلا بیگانه است ، چگونه  توان ِ ساخت تصمیمات ِ متوازن را دارد.....انسان ِ متعادل ، تعاملات متعادل دارد ! ....

ب)نبرد تفکرها:

در این بازی هر چه فکر شخص دارای ورزیدگی بیشتر در بررسی وضعیت خود و حریف ، از نقطه نظر سنجش فرصت ها و تهدیدات و انتخاب گزینه صحیح ، باشد ، می توان نسبت به وصول هدف امید وار تر بود.این امرمتغیری کاملا وابسته به ، میزان قدرت درک ، منطق ذهنی  و نظم فکری فرد  است  که او را در شناخت ِ استراتژِی مناسب  از میان انواع موارد و راه کارهای موجود یاری خواهد  داد ؛ درین میان  طبعا عملکرد بهتری را آن کسی از خود نشان خواهد داد که نسبت به روغن کاری چرخ دنده های فکر و ذهن خود اهمیت داده و مستمرا از راه مطالعه و کسب معلومات جدید و غبار زدایی از دانسته های خویش ، فکر خود را زنده و پویا نگاه می دارد.آنچه که درین میان مهم است تاکید ِ بازیکن بر افزایش قدرت ذهن و تفکر و استدلال خویش است تا در هنگام بازی به عنوان ابزاری کارساز بتوانند منجر به گزینش مناسب شود.از آنجایی که صفحه شطرنج مانند صحنه اجتماع متشکل از گزینه های متعدد غیر قابل پیش بینی می باشد،هرچه قدرت تشخیص و تطبیق و استدلال و پیش بینی، قوی تر باشد،طبیعتا نتیجه بهتری وصول خواهد شد.پس باید که همیشه به دنبال افزایش توان ذهنی و قدرک تفکر خود بود،وگرنه احتمال وقوع خطا و ضریب خطر به نسبت کاهش توان فکر ، افزایش خواهد یافت.....و بدانیم که ذهن غبار گرفته در دانسته های قدیمی و محبوس شده در تارهای زندگی تکراری وروزمره گی ها ، آنقدر پوسیده است که تحمل هیچ نسمی را ندارد ، چه رسد به تند بادها!.....

ج)بازی دوجانبه:

 نکته مهمی که در زندگی معمولا مورد غفلت واقع می شود،ماهیت بازی گونه اغلب امورمی باشد.توضیح آنکه ، دریک بازی اصولی شطرنج با تمام حساسیت ، تعصب و اشتیاق برنده شدن ، دو حریف هیچ گاه عملی که منجر به در هم ریختن آرامش ذهنی حریف شود انجام نمی دهند بلکه اصالت رقابت را در برابری موقعیت خویش می دانند تا در نهایت ، شایستگی ِ واقعی به شکل کاملا عادلانه ، خود را در نتیجه کار نشان دهد.

گاهی اوقات مدیران فراموش می کنند که نیروهای ذیربط ایشان هم ....انسان اند و دارای تمایلات و ویژگی هایی همانند خودش!وبا این وجود بازهم تلاش خود را جهت وصول به اهداف با استفاده از ابزار موثرتر(البته از دید خودشان!) ادامه می دهند ، بدون کوچکترین توجهی به هزینه های مضاعف در حال تزاید ِ این نوع روش.(شاید اصلا اعتقادی به این هزینه ها ندارند).اگر زندگی را ماهیتا به عنوان یک بازی بدانیم که میان من ِ مدیر(از هر  نوع و سطح آن) و محیط پیرامون ِ در حال انجام است ، و بدانیم که در بازی ، ابتدا باید اشتیاق ایجاد و سپس بجای تخریب دیگران و ساخت خودمان ، دیگران را ساخته و خود را تخریب و درعین این وضعیت ، برنده میدان نیز باشیم ، آنگاه است که هنر خود را نشان داده ، شایستگی مان را ثابت کرده ایم!.البته ازاین بند نباید بُعد غیر جدی بودن بازی را برداشت کرد،چرا که بازی با تمام بازی بودن خود،اگر جدی نبود اصلا انجام نمی شد!....

د)عقاب نگری!:

مشخصه جالب شطرنج ، امکان ِ نگاه کامل ، مانع  ، جامع و عمیق و هم زمان ِ بازی کن ، به تمام جوانب بازی است،دقیقا همانگونه که یک عقاب با دیدی کاملا باز به تمام محیط خویش نگاه و کوچکترین تحرک را از نظر دور نداشته و شکار خود را هرچند هم که کوچک باشد از فاصله ای بسار دور ، می شناسد و درفرصت مناسب حمله می کند .یک مدیر باید امکان ِ عقاب نگری را در حوزه خویش کشف و یا ایجاد نماید.

خصوصیت مهم عقاب نگری ، مشاهده دقیق پدیده ها از فاصله ای بسیار دور است،به حدی که اصلا نگاه او دیده نشود!.محیط مورد عمل یک مسئول می تواند ساختی همانند صفحه شطرنج در ذهن مدیر به خود بگیرد ، به نوعی که با یک نگاه آرام و سنجیده تا عمق فرصت ها و تهدیدات را مشاهده نماید البته به قیمت پذیرش این اصل که ....حوزه دیدتان را با چشمان خود محدود نکنید ،  اکثر دیدنی ها را نمی توان با چشم دید !...با دیدن ِ بدون ِ چشم ، می توان از تمام مهره ها و انواع استراتژی های قابل اجرا خبر داشت.

  هـ)حضور سایه ای:

نکته جالب دیگر در پدیده شطرنج،حضور سایه ای بازیکن می باشد.بازیکن هیچ گاه فراموش نمی کند که ، مجریان فرامین و دستورات ، و نیز جنگجویان ، مهره ها هستند ، خودش هیچ گاه وارد چهار خانه ها نمی شود! بلکه فرماندهی کرده و نقش یک استراتژیست را ایفا می نماید.گاهی اوقات مشاهده می شود،مدیر یک بخش ، خودش وارد چهار خانه می شود و نقش وزیر را(درحالت خوش بینانه اش!...) بازی می کند ، بدون توجه به این نکته که حضورش در محدوده صفحه عملیات ، با تمام گستردگی حوزه فعالیت و حساسیت فوق العاده اش ، نیرو و امکان ِ جامع نگری (نگاه عقابانه!)را از او می گیرد،...امکانی که هیچ کدام از مهره ها(کارکنان)ماهیتا امکان آنرا نداشته و نخواهند داشت....به یاد داشته باشیم که یک مدیر را به دلیل عدم اجرای یک فعالیت هیچ گاه توبیخ نمی کنند ، بلکه به دلیل عدم  مدیریت ِ منتهی به عدم اجرا ، سرزنش خواهد کرد....

نتیجه:

با توجه به این پنج ویژگی و توجه کافی به آنها در حدی که ملکه ذهن شوند و عملیات روزانه ما با نیم نگاهی به آنها همراه باشد ، امید است که قدری از مشکلات کمتر گردد...........................................

والسلام

علی جامعی 31/1/86 ساعت 00:59 بامداد