باسمه تعالی

ضد بازاریابی،ضرورت بازاراسلحه در ایران

با اندک تاملی در روحیه اقوام دارای پیشینه فرهنگی دیر پا و غنی ، عامل جنگاوری و همیّت خستگی ناپذیر به عنوان مشخصه بسیار بارز خودرا نمایان خواهد ساخت.این روحیه تا بدانجا ریشه های خود را گسترانده که، گذشته از هشیاری فزاینده کلیه اقشار نسبت به تهدیدات محیطی و عکس العمل سریع( ولو به صورت اظهار نظر و البته صحبتهای برخاسته از آمادگی )، در صد بالایی از افراد  نسبت به گزینه های رزمی اجتماع دارای علاقه می باشند.حِس تحسین نسبت به انواع ادوات و وسایل نظامی ، میزان جذب اخبار مرتبط ، استقبال از نمایشگاههای باموضوع فوق ، تمایل به مشاهده و یا شرکت در مسابقات دارای جنبه های رزمی ، و حتی علاقه نسبت به فیلمهای جنگی و یا رزمی ، همگی می توانند عوامل بیان کننده سطح گرایش به شاخصه های رزمی اجتماع  باشند که از لایه های زیرین افکار عمومی خود را نمایان ساخته والبته به نوعی نیز می توانند بیانگر میزان پذیرش پاسخگویی ایشان به تهدیدات فرامرزی نیز  باشند.

ملت ایران علاوه بر جنبه تاریخی جغرافیایی و سابقه دیرینه خود که نقش مهمی در تعمیق روحیه سلحشوری مردم ایفا می نماید ، دارای شاخصه ها و زیرساختهای فرهنگی می باشد که از سرچشمه زلال حکمت نبوی و غیرت علوی سیراب گشته و شعله بخش حیات پویای این سرزمین شده است، و این شاخصه ، خود در تعمیق ریشه های آزادگی و روحیه آماده رزم ایشان تاثیری به سزا گذاشته است.علاقه آمیخته به احترام  نسبت به ورزش کشتی و از آن نمایان تر ، نسبت ورزش باستانی در میان تمامی مردم ایران دیگر جای تردیدی نسبت به روحیه عمیق رزمندگی ایرانیان باقی نمی گذارد ؛ باتوجه به این عوامل می باشد که ما در عشایر خود به شکل واضح و در افراد دیگر به شکل پنهان شاهد علاقه به سلاح می باشیم، درحدی که بعضا آویختن آن به دیوار اتاق اصلی منازل را مایه مباهات می شمارند بخصوص آنکه اگر اسلحه از گذشتگان به ارث رسیده باشد،که درین وضعیت، به نوعی نقش سمبل تقدس را ایفا می نماید.

با عنایت به این مقدمه،در جهت کنترل ومهار معضل قاچاق سلاح ، بر جنبه های فرهنگی آن نیز باید گوشه چشمی داشت تا بطور ناخواسته در دایره کور تلاش فزاینده و نتیجه کاهنده گرفتار نشویم.والبته تاکید موکد می شود که کاربران با هدف اولیه  مجرمانه و نیز افراد نا آگاه ، به هیچ وجه در محدوده بحث این مقاله نمی باشند و حوزه این نوشتار محدود به افرادی خارج ازین دو گروه می باشد.

1.  به نظر می رسد در دسترس بودن سلاح در مناطق مرزی و (به تعبیری) سهولت ِ  یافتن آن ، در استانهای مربوطه ، دارای یک عامل اولیه تقویت کننده بازار می باشد که همان تمایل روانی افراد است ، که در فوق توضیح داده شد.این میل به خودی خود دارای بار خنثی ایی می باشد مادامی که دارای چاشنی قانون گریزی و میل به جرم همراه آن نباشد؛ والبته اینکه میل ِ به سلاح در افراد را فی نفسه دارای بار مجرمانه بدانیم و با معیار قرار دادن آن، سعی بر تجسم سلاح در قالب گناه برای آحاد جامعه داشته باشیم مانند این است که اسب وحشی چموش را بجای رام کردن ، بکشیم!.

البته ناگفته پیداست که با دراختیار بودن اسباب جرم ، احتمال وقوع آن هم طبعا افزایش می یابد ، اما این ، ملاک مناسبی برای قضاوت نمی باشد چرا که اسباب جرم ِ در دسترس مردم به مراتب بیش از مورد ِ سلاح گرم می باشد واز سویی نیز خود سلاح دارای نوعی جّو احتیاط در ذهن اشخاص است که همیشه محدوده ایمنی را به طور ناخواسته در ارتباط با آن تعیین می کند.پس پیش از هر اقدامی به نظر می رسد باید نگاهی دوباره به دیدگاه خود درباره سلاح داشته و نیز نوع ارتباط افراد با آن را مجددا ترمیم وترسیم نماییم تا برداشت صحیح تر و به روز از موضوع داشته باشیم.

2.  با توجه به سابقه چندین ساله آشفتگی در مرزهای وارد کننده سلاح قاچاق(غرب و شرق) ، چنین به نظر می رسد که سیاست برخورد و مهار مستقیم  تنها گزینه فرا رو نباشد.منظور این است که می توان با نگرشی دیگرگونه به موضوع وتدارک  برنامه های  آموزشی با قابلیت  درک بالا جهت مخاطبان هدف(با توجه به سطوح فرهنگی افراد مختلف) زمینه ورود سالم ِ ، سلاح  ِ سالم را ، به اجتماع ایجاد نمود تا در نهایت هم بازار قاچاق کساد شود (کساد نه حذف!)و هم کنترل آگاهانه ای از میزان سلاح موجود (تا حد زیادی) ایجاد گردد و هم در پناه این آموزش و کنترل ها از حوادث ناخواسته و صد البته وقوع اعمال مجرمانه از سوی مجرمان ثانویه(افرادی که قصد اولیه مجرمانه نداشته اند)پیشگیری شود.

منظور از ورود ِ سالم ِ سلاح ِ سالم چیست؟

          ورود سالم:با توجه به توضیحات فوق در خصوص زمینه های روانی تمایل به سلاح ، می توان با تدارک برنامه های آموزشی  ابتدا  کلیه افراد جامعه را نسبت به ماهیت دوگانه سلاح(جنبه مثبت و منفی) آگاه نمود و به تدریج در ایجاد مراکز ، انجمن ها و باشگاه های تیراندازی خصوصی و یا نیمه خصوصی و یا کلا دولتی منتها به شکل خود کفا اقدام نمود تا مشکل تامین هزینه چندان مطرح نباشد.

آنچه که در این میان مهم است نوع تنظیم برنامه ها می باشد که توان جذب دارندگان سلاح غیر مجاز و نیز قدرت ِ تشویق مشتریان بالقوه سلاح را جهت تامین این نیاز از مراکز مجاز داشته باشد و نهایتا بتواند لذت استفاده از آن را در مراکز تعیین شده ،  در برابر نگه داری مخفی آن به شکل بسیار نمایان به رخ بکشد.

          سلاح سالم:منظور از این عبارت اول از همه تجدید نظر در سیاستهای تولید سلاح مجاز از نظر کیفیت و ابعاد هنری آن می باشد که بتواند در جذب مشتریان بالقوه و حتی بالفعل دارای سلاح غیر مجاز ، گردن فراز کند(به جهت کم رنگ ساختن تمایل آنها به موارد غیر مجاز).متاسفانه با مقایسه میان انواع خارجی و داخلی سلاح های فعلی موجود در بازار آنچه که به شدت در ذوق می زند عدم توجه به نکات جذب مشتری از دید بازاریابی حرفه ای است که در همان نگاه اول به شدت چشم هر بیننده ای را آزار می دهد.

نکته دیگرآنگه جاذبه سلاح های غیر مجاز موجود را با وارد کردن انواع متنوعی از سلاح ، به بازار محدود نماییم.توضیح اینکه با طراحی و تولید (ویا واردات)سلاح های کمری ویا سلاح هایی مشابه ِ موارد موجود ِغیر مجاز با ساختی کنترل شده(مانند حکّ ِ نوعی رمز خاص همزمان با ایجاد خان در لوله ،که کار شناسایی گلوله های شلیک شده از هر اسلحه یا یک گروه مشخص از سلاح را تعیین نمایدو....) و خفیف(از نوع ساچمه زنی و یا گازی و...) وصد البته با ظاهری مشتری پسندو کاملا هنری و با ظرافت که توان ِ جذب مشتری را بر اساس تحقیقات بازار سنجی داشته باشند ، می توان امید داشت که به تدریج از مشتریان سلاح غیر مجاز کاسته و به شکل کنترل شده ای درآورد.

دونکته درین میان دارای اهمیت فوق العاده ای می باشد ، اول آنکه سیستم ثبت و ضبط اطلاعات مشتریان و رد یابی روز آمد آنها از قبل تهیه شودکه درین میان تاسیس انجمن های مختلف با مقررات سبُک می تواند موثر باشد.منظور از مقررات سبُک، شکل خاصی از قانون می باشد که افراد به شکل نامحسوس و غیر مستقیم کنترل شوند ؛ و دیگر آنکه اگر قصد جدی بر حذف بازار سلاح غیر مجاز داریم،باید بازار سلاح مجاز را بر اساس اصول صحیح و دقیق تحقیقات بازاریابی بررسی و تنظیم و از تجارب دیگر کشور های موفق در زمینه  توزیع سلاح مجاز نیز استفاده نمود.

علی جامعی ۲۲/۱/۸۶ -ساعت۲۳:۰۰