به مکتب پیامبر(ص)

روزی فرعون صدایی شنید ،

 گفت:‌کیستی ؟

صدا گفت:........

خاک عالم بر سر و صورت همچو تویی که

 هنوز نمی دانی کیست و ادعای خدایی می کنی!....

من با همه تقّرب ام ، هیچ گاه ادعای خدایی نکردم

(فرشته سابق المقّرب ، جناب ابلیس لعنه الله علیه !...)

خاک عالم بر سر و صورت آن مدیر و رئیس و مسئولی که ،

 دم از دیانت و مسئولیت بزند بر جای بزرگان بنشیند ، اما

رفتار و شخصیتی خود را با موارد ذیل وفق نداده باشد.............

بالاخص بالاخص و بالاخص

خودم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!...................

البته مدیران ما ،‌ معمولا ادعای خدایی هم دارند که نور علی نور است!... 

۱)مبانی شخصیتی یک راهبرومدیر ، در انطباق با الگوی اصلی و اولیه "ما"...

پیامبر اسلام(ص).....

1.      نیازمندی های خانه اش را خود تهیه می کرد و به خانه می برد..........

2.   با همه یکسان مصافحه (برخورد اجتماعی)می کردو همیشه بهتر و صمیمی تر از شخص مقابل بود به حدی که در برخورد و سخن گفتن، قبل از شخص مقابل ، به سخن پایان نمی داد......

3.      خوش برخورد و همیشه تبسمی بر لب داشتند ، به صدای بلند نمی خندیدند و  با مردم شوخی و آنان را مسرور می ساخت.......

4.      بدون اینکه چهره ایشان عبوس باشد آرام و اندوهگین به نظر می رسیدند..........

5.      همواره متواضع بودند بدون آنکه ذلتی از خود نشان دهند.........

6.      آراسته و زینت کرده به اجتماع وارد می شدند........

7.      هنگام اختیار بین دو کار همیشه کار دشوار تر را انتخاب می کردند.....

8.   هنگامی که مورد ظلم قرارمی گرفتند ، در صدد انتقام بر نمی آمدند و آنانی که آزارش می دادند را مورد عفو و گذشت قرارمی داد......

9.      به آنانی که برای ایشان محرومیتی ایجاد می نمودند ، بخشش و اکرام می نمود....... 

مورد 8 و 9 ....حالا حضرات هی بیایند در اولین فرصت تسویه حساب کنند...البته همه تسویه حساب ها نا خود آگاه است!!!....

......خدا را مثلا گول می زنند!!!!!!!!.....

۱۰- هیچگاه به درخواستی که امکان اجابت نداشت ، صریحاً "نه" نمی گفتند ، بلکه با کلام نرم و شیرین راضی شان می نمودند.........(تو ذوق مردم نمی زد!...)

۱۱-   به هیچ کس سخن مورد رنجش او را نمی گفت........

۱۲-با بندگان خدا به اندازه عقل شان سخن می گفت(شاید مراد ، برخورد هم باشد)......

۱۳-با مردم مدارا و سازش می نمود( سختی بی جا نمی گرفت،درحدی که گاهاً نماز اول وقت را به دلیل گرمای زیاد هوا به تاخیر می انداخت (صفحه 163) )

حالا هی دم از اسلام و مسلمانی بزنید ،‌اما تکلیف تان را با خودتان روشن نکرده اید که به کدام اسلام ایمان دارید و الگوی شما چه کسی است که اینطور برای افراد محدودیت غیرقابل توجیه می گذارید؟؟؟؟!!!!!......

۱۴-هیچ گاه حرکات سبک از ایشان سرنزد(با حرکات چشم و ابرو اشاره نمی کردند).

۱۵-حرمت جمع را حفظ می نمود(به نقل از زید بن ثابت:هر گاه با پیامبر می نشستیم ، اگر از آخرت سخن می گفتیم ، او نیز با ما در باره آن صحبت می کرد و اگر در باره دنیا و یا خوردنی و آشامیدنی  گفت و گو می کردیم ، ایشان نیز در همین زمینه صحبت می فرمود).

قابل توجه آن مسئولان ِ نگون بخت خاکستر نشان ِ ویرانه نشین ،‌که نیروهایشان  به عزائیل عشق می ورزند !اما جرات ِ لحظه ای نشستن با رئیس را ندارند!.....

۱۶-    هیچ گاه کسی را به سبب عیب هایش طعنه نزد و اگر به گناهی مبتلا بود ، به رُخ اش نمی کشید ، و این چنین هم دستور می داد.......

حالا هی دم از اسلام بزن و علناً دیگران را به هر دلیل ِ دم دستی خُرد کن  تا خودت را تخلیه روانی کنی.....‌

 ۱۷-     اگر کسی در حضورش دروغ می گفت ، ایشان لبخندی می زد و می فرمود :سخنی است که وی می گوید........

خیلی کیف دارد در جلسات ، اشتباهات دیگران را مایه قدرت و مانور خود قراردهی و تحمل هیچ حرفی بجز حرف خودت را نداشته باشی.....حالا حرف دروغ پیشکش!!!!....

۱۸-همیشه اداء قرض را به احسن و بهتر از اصل می داد( اگر شتر دوساله ای بدهکار بود ، بجای آن شتر هفت ساله می داد و یا اگر دو درهم بدهکار بود ، چهار درهم می داد)

.نه ،‌نه ، ،‌نه ، این می شود ربا !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟.......چقدر حماقت (بعضاً)داریم که با همه ادعاهای رنگارنگ مان هنوز شعور ِ درک مفاهیم به این  وضوح را نداریم و هیچ نمی دانیم که پیامبر، خودش اسلام و قرآن ناطق بود.........انگار هیچ وقت قرآن پاره ها از بالای نیزه پایین نمی آیند ،‌تا بعض افراد بفهمند اسلام و قرآن مشتی کاغذ و مرکّب نیست

2)با اجر ِ بی مزد

امیرالمومنین"ع":پیامبر اسلام یکی از کسانی بود که از خوبی های وی قدردانی نشد ، در حالی که نیکی های آن حضرت ، همواره بر عرب و عجم جاری بود .آیا کسی پیدا می شود که نیکی هایش به مردم افزون از نیکی های پیامبر"ص" باشد؟.........از خوبی های ما اهل بیت نیز قدردانی نشد ، چنانکه از نیکی های مومنان برگزیده نیز قدردانی نمی شود.....

قدرناشناسی و دور ماندن زحمات از نگاه  دیگران نباید موجب ناامیدی شده و از نیکی به دیگران دست برداشت.

  و.....یک هدیه ......

موارد ذیل تا حدی شاید طبع لطیف و بسیار آشنای پیامبر را به ما نشان دهد ، اگر اندکی تامل کنیم ، شاید ایشان را چندان  هم غریبه ندانیم(آن طور که متاسفانه یادمان داده اند که از ایشان به بهانه ابهّت ، بترسیم و فرارکنیم......

1)حضرت علی"ع":هنگامی که پیامبر چیزی را فراموش می کردند ، کف دست را بر پیشانی خود می نهادند و........ذکر دعایی برای یاد آوری می نمودند....جسارتاً مثل همین حاج همایون خودمان

 2)حضرت علی "ع":پیامبر "ص" بسیاری از اوقات نگین انگشترش را به طرف کف دست خود قرارمی داد و به آن می نگریست............

3)حضرت عبدالعظیم"ع":پیامبر"ص" سه گونه می نشست ، گاهی ساق پاها را بلند می کرد و دو دست خود را از جلو دور آن حلقه می زد ، و ، گاهی دو زانو می نشست ، و ، گاهی یک پا را زیر ران خود گذاشته  و پای دیگر را روی آن می خواباند......

4)هنگام اشاره کردن ، با تمام دست اشاره می کردند نه با انگشت......هنگام سخن گفتن ، دست ها را به یکدیگر وصل می کرد و انگشت ابهام دست چپ را به کف دست راست می زد...............

منبع تمام موارد بالا:کتاب سنن النبی-بیشتر از فصل دوم ، آداب معاشرت...تالیف علامه سید محمد حسین طباطبایی(ره)........

.......................................و سخن آخر:..............

آخر سنگ پرست را بد می گویی که روی سوی ِ سنگی یا دیواری نقشین کرده است.

تو هم رو به دیوار می کنی!

پس این رمزی ست که گفته است محمد"ص" ،

 تو فهم نمی کنی!........

آخر ، کعبه در میان عالم است ،

 چو اهل ِ حلقۀ عالم جمله رو با او کنند ، چون این کعبه را از میان برداری ،

سجده ایشان به سوی دل همدگر باشد ،

سجدۀ آن بر دل ِ این......

سجدۀ این بر دل ِ آن......

مقالات شمس....به هرکه روی آریم ، روی از همۀ جهان بگرداند.