هوالمحبوب

مرا رازیست اندر دل به خون د یده پروردم
ولیکن با که گویم راز چون محرم نمیبینم

یارب این شهر چه شهریست......

نم چشم آبروی من ببرد از بس که میگریم
چرا گریم کز آن حاصل برون از نم نمیبینم

هوالمحبوب
چشمه تدبیر

مجموعه های اداری انسان معاصر نمی توانند بی تاثیر از بینش و دنیای سازندگان و قوام دهندگان آن باشند. دستاوردهای انسان امروزی (مبدع و قوام دهنده سیستم های اداری و سازمان های انسانی امروزین) ، به میزان تاثیرش از دنیای لائیک و خدا گریزحاکم براجزاء مختلف و متعدد جهان امروزی ......
ادامه مطلب
هوالمحبوب
اعتقاد یا احترام

همه ، فرزندان آدمیم و در تک و پوی هرروزه گی تا چه شود سرانجاممان. در این آمد و شدن ، پیدای تمام قدوم سراپا حرکت ما ، ندای خفته ازلی است که ورای افق همیشه آدمیان می خواندمان ، و چه بی صبرانه گسیل وادی آنیم و نمی دانیم و براین ، خود را هر روزۀ ذبح " لاادری" آغشته بر " لاقیدی "می کنیم. که آفتی است انسانیت سوز ؛ چنان که همه علما ، به خلاصی از لهیب عالم نمایی ، از دامن " نمی دانم" غافل نبوده و جان به سلامت بدر بردند(انشاالله! ) .
چه آرام است قدم آن عزیز که به دریای موّاج مفاهیم و معلومات ، ساحل "اعتقادش" را به آرامش ِ "احترام " مزیّن کرده و بیرق "لاادری" را بر بلندای نادانسته هایش به اهتزاز ، که قوّت حرکتش باشد به نادانسته های " قابل " احترام " و مراقبی براین حقیقت که ، هر قابل احترامی ، قابلیت اعتقاد را ندارد و باید که در بوته تامل و تدبّر و نقد صبورانه به میدان ِ دانسته های بشری (و نه آگاهی های من و ما) توان ِ خود را به سرافرازی بیازماید. حال ، در میان سرگردانی انسان هرروزۀ وازده از خود ، افق های به نقش نشستۀ کویر تلبیس و بیگانگی ، چه آبشخور گوارائی ساخته اند از " احترام" که اعتقاد پاک معتقدان را به حلقوم نمکزار " لا قیدی " قربان کنند و در ظلمات برهوت بی اعتقادی ِ پنهان بر "احترام" رها سازند و سرگرم سفره هر کس و ناکس به ذکر قدیسانۀ " احترام" و ذمّ شاه کلید " اعتقاد"......سینه شان رالبریز ِ خالی کنند از هر چه عشق است به آتش اشتیاق......و سردی سوزنده و دیگر هیچ.....
هوالمحبوب
عُمرهای مُطلا !

انگار همه به شتابی مبهم از گردش روزگار اند که اینگونه دشمن ِ تامل و سکون ، و همنشین سرعت و شتاب..... عمر آدمی بقدر لحظه ای نیست و به چشم هم زدنی می گذرد ، پس باید زمان را پرستید و شتاب را تقدیس!... و تامل و تأنی را منفور....
ادامه مطلب
هوالمحبوب

خوزستان تنها یک استان نیست و یک نقطه آرمانی است
خوزستان دیار به پا خواستن مجاهدان بزرگ، شهدا، جانبازان و ایثارگران است که همه شرف و ماندگاری ما مدیون فداکاری آنهاست
خوزستان مهد مردان و زنان مومن، شجاع و عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت (ع) است
انشاالله شرمنده این همه لطف نشویم....
هوالمحبوب
جذبه قلم و کاغذ
عزیزی مصرانه تاکید می کرد که با آمدن ابزار دیجیتال ، به تدریج دوره کاغذ و قلم به سر می آید و باید از صفحه کلید و قلم دیجیتال و مانیتور(کامپیوتر و ....) برای خواند و نوشتن مطالب و مطالعه کتاب استفاده کرد.
ادامه مطلب
هوالمحبوب
معمای ابن ابی العوجاء!

روزگار غریبی بوده و هست و خواهد بود!.....
شیعه منتسب به امام جعفر صادق(ع) نباید همانی باشد که او بود ؟....
در مسجد پیامبر در مدینه ، کسی مثل ابن ابی العوجاء لامذهب ، با شجاعت به قبر پیامبر اشاره می کند و با حالتی سخیف می گوید:......می گویند او[پیامبر ص ] پیغمبر خدا بوده.....مفضّل{شاگرد امام ع } طاقت این بی احترامی ندارد و می آید به ابن ابی العوجا حمله کند ، که او خطاب می کند: تو طرفدار کدام گروهی ؟ اگر از هوادارای جعفربن محمد{ع} هستی ، که او با ما هیچ گاه ایم این رفتار را نداشته است بلکه هرچه از او دیدیم دعوت به آرامش و نشستن و صحبت کردن و مباحثه بوده پس این رفتار شما چه معنایی دارد؟!.....
ادامه مطلب
هوالمحبوب

ادامه مطلب
هوالمحبوب
هنگامه استرجاع
انا لله و انا الیه راجعون
پس چرا چشم باز نمی کنند ؟؟؟؟؟.....
|
نامه سرگشاده قائم مقام سازمان صدا و سیما به حمید انصاری
|
ادامه مطلب
هوالمحبوب

عید غدیر انشاالله بر همه مبارک باشد و برکاتش بر همه سایه افکند
متن زیر به عنوان هدیه این روز اول برای خودم (!) و اول تر آن برای دوستان عزیز!
درد عشق
علامه معقول و منقول و استاد عشق و شهود، آیت الله حسن زاده آملی در درس خویش می فرمود که عشق از واژه عشقه گرفته شده است که به معنای پیچک است. پیچک گیاهی است که به دور اصل خود می چسبد و آن را تکیه گاه خود قرار می دهد و رشد و نمو می کند و غذای خود را نیز با ریشه های بسیاری که در درخت اصلی فرو می کند به دست می آورد.
وی هم چنین می گفت که خشم و غضب برخاسته از آتش دوزخ است که هفتاد بار آن را فرو کاسته اند تا به شکل خشم در آدمی خود را نشان دهد. از این رو هنگامی که انسان خشمگین می شود خونش به جوش می آید و می سوزد و تباه می گردد. به این معنا که روح در جسم و جسم در روح اثر می گذارد و آثار آن، هر یک در دیگری به چشم می آید. امر روحی و روانی موجب می شود تا جسم تحلیل رود و امری جسمی می تواند روح و روان را افسرده و حتی به جنون و دیوانگی بکشاند.
درباره استاد عرفان انصاری همدانی که از شاگردان استاد قاضی طباطبایی استاد کل بسیاری از انسان های وارسته ای چون علامه طباطبایی، هاشم زاده آملی و بهجت و کشمیری و ده ها شخصیت برجسته دیگر بوده و در گلزار علی بن جعفر(ع) قم دفن است می نویسند:
وی را در اواخر عمر به خاطر دردی به بیمارستانی می برند. پزشک درمان گر و حاذقی را به بالین وی می برند. پزشک لازم می بیند که قلب را جراحی کند و بشکافد. پس از آن که درمان و معالجه انجام می شود. پزشک نزد پسر علامه انصاری همدانی می آید و می پرسد که ایشان در جوانی عاشق کسی شده که به وصال وی نرسیده است؟
پسر می پرسد: چه شده که چنین پرسشی می کنی؟
پاسخ می شنود: چون هنگامی که قلبش را درآوردم تا درمان کنم دیدم همانند دلی بود که در اثر آتش، کباب و سوخته شده باشد. به نظرم گرفتار عشقی شده و به دلیل عدم وصالش چنین دل سوخته داشته است.
پسر علامه موضوع را با پدر در میان می گذارد و علامه انصاری همدانی می فرماید: پزشک حاذق و ماهری بوده ولی نفهمید که این دل سوختگی من از کجاست؟
منبع: سایت علامه حسن زاده آملی
http://alame-hasanzade.blogfa.com/














